close
تبلیغات در اینترنت
موضوع انشا«ازدواج را توصیف کنید»
loading...

روستای تولا

موضوع انشا«ازدواج را توصیف کنید» مجموعه: مطالب طنز و خنده دار   پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها…

جدید تزین خبر سایت

تولائی های عزیز

 

برای شما تولائی های عزیز سایتی جدید خریداری و در حال تنظیماتش می باشیم . 

سایتی با تمام امکانات برای شما عزیزان ...





  

با عضویت در سایت از تمام مطالب سایت بطور کامل استفاده کنید ...

در صورت فراموش کردن آدرس سایت با جستجوی کلمه "  روستای تولا  " در گوگل میتوانید آدرس سایت را پیدا کنید 

tavalla.tk

tavalla.tk

tavalla.r98.ir

tavalla.rzb.ir

tavalla.rozfa.ir

tavalla.rozfa.com

tavalla.rozblog.com

با تشکر از حضور شما 

کاربر میهمان بازدید کننده محترم

با سلام و وقت بخیر ممنونم که به سایت روستای تولا سر زدید 

شما میتوانید در سایت روستای تولا عضو شوید و از تمام امکانات سایت و همچنین مطالبی که مخصوص اعضا  می باشد استفاده کنید 


برای عضویت احتیاج به پست الکترونیکی = ایمیل yahoo و یا جیمیل Gmail دارید.

نام کاربری هر نام کاربری که با مشخصات  شما همخوانی دارد وارد کنید که یادتان نرود 

برای مثال : علیرضا تولائی راد alirezatavallaeirad

شما هم نام کاربری  نام خود و یا فامیل خود را به زبان انگلیسی (فینگلیش) وارد کنید 

با تشکر از حضور شما در سایت  روستای تولا  مدیر سایت : تولائی راد

ثبت نام     

این پست مخصوص کاربران میهمان می باشد اگر با نام کاربری و پسورد خود وارد سایت شوید این بخش را مشاهده نمی کتید  

پس بعد از عضویت برای مشاهده بهتر سایت و استفاده از تمام امکانات سایت 

با نام کاربری و رمز خود وارد سایت شوید 


  ورود به سایت



آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
2 ترفند جالب تلگرام 0 20 7bayan
اینستاگرام از الگوریتم جدید برای نمایش تصاویر استفاده می‌کند 0 29 bhrprn
خواص دارویی چای سبز 0 97 abes
چای ترش یا چای قرمز و خواص مفید آن 0 90 abes
استفاده شگفت انگیز از قطعات یخ 0 82 abes
تصاویر22بهمن سال1391عکاس مرتضی پریشان 20 692 aysa
کابینت سازی امید..مجیدپریشان 0 257 aysa
تصاویرمناظرطبیعت رستای تولا 0 241 aysa
مزارشهداسال91 1 220 aysa
اعضای حاضرین کاشمر 99 2403 fairytale
20 نکته تغذیه ای برای یادگیری بهتر و موفقیت در امتحانات... 0 194 abes
خواصی دیگر از پرتقال... 0 169 abes
ابراز همدردی - مرحوم مغفور شادروان اسحاق صادقی تولّایی 0 227 admin
۱۲ فایده اعجاب‌انگیز خواب برای سلامتی 0 187 ftr
چه زمان هایی نباید ازدواج کرد ؟ 0 190 ftr
فواید در آغوش کشیدن و بغل کردن برای سلامتی... 1 226 hoseinnaseri
غریب است دوست داشتن 0 228 sajad
شعری در مورد زندگی... 0 218 ftr
فضیلت های ماه رمضان 0 199 darepeyma
چند نكته طلایی برای روزه داری در تابستان... 0 195 ftr
نامه ای به رنگ عشق... 0 238 ftr
شعر طنز اس ام اس لیلی به مجنون... 0 238 ftr
نکاتی مهم از همسرداری موفق... 0 214 ftr
چیستان ........ 0 224 mrt
دنیای پزشکی...! (کاریکاتور) 1 227 ftr
نحوه خواندن لوح زندگی ! 0 184 ftr
یکی ازفانتزهام اینه که ........ 0 213 mrt
مکالمه عاشقانه یک پسر و دختر ... 0 309 abes
گاهی از دور، تورا خوب ببینم کافیست... 0 212 ftr
می توانید جذاب تر شوید اگر... 0 199 ftr

موضوع انشا«ازدواج را توصیف کنید»

موضوع انشا«ازدواج را توصیف کنید»

 

ازدواج چیست, انشای خنده دار, خنده دار

پیش بابایی می روم و از او می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!»،

 متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟!»،

 

بابایی با چشمانی غضب آلوده می گوید: «نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و توی یکی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین کار رو می کرد و ابتدا می کشید و سپس تحقیقات می کرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم ...» بابایی همانطور که داشت حرف می زد یک دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاقه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده، ملاقه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت کرد که با چشم مسلح هم دیده نمی شد.

 

مامانی گفت: «در مورد چی صحبت می کردین که باز بابات جو گیر شده بود و می گفت سلطان خونه است؟!»، و من جواب دادم: «در مورد ازدواج»، مامانی اخمهاش توی همدیگه رفت و ماهیتابه رو برداشت و به سمت بابایی که کم کم داشت بهوش می یومد قدم برداشت، مامانی همونطور که به سمت بابایی می یومد گفت: «حالا می خوای سر من هوو بیاری؟! داری بچه رو از همین الان قانع می کنی که یه دونه مامان کافی نیست؟! می دونم چکارت کنم!»، مامانی این جمله رو گفت و محکم با ماهیتابه به سر بابایی زد و بابایی دوباره بیهوش شد.

بعد از بیهوش شدن بابایی، مامان ازم خواست کل جریان رو براش توضیح بدم، منهم گفتم که موضوع انشا این هفته مون اینه که «ازدواج را توصیف کنید.»، بابایی که تازه بهوش اومده بود گفت: «خب خانم! اول تحقیق کن، بعد مجازات کن! کله ام داغون شد!»، و مامانی هم گفت: «منم مثل خودت و اون آقا شیره عمل می کنم، عیبی داره؟!»، بابایی به ماهیتابه که هنوز توی دستای مامانی بود نگاهی کرد و گفت: «نه! حق با شماست!»، مامانی گفت: «توی انشات بنویس همه ی مردها سر و ته یه کرباس هستند!»

 

بابابزرگ که گوشه ی اتاق نشسته بود و داشت با کانالهای ماهواره ور می رفت و هی شبکه عوض می کرد متوجه صحبت های ما شد و گفت: «نوه ی گلم! بیا پیش خودم برات انشا بگم!»، مامانی هم گفت: «آره برو پیش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقی که داشته می تونه توضیحات خوبی برات در مورد ازدواج بگه!»

 

پیش بابابزرگ می روم و بابابزرگ می گوید: «ازواج خیلی چیز خوبی است، و انسان باید ازدواج کند ... راستی خانم معلمتون ازدواج کرده؟ چند سالشه؟ خوشـ ...»، بابابزرگ حرفهایش تمام نشده بود که این بار ملاقه ای از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگیری اش مثل مامانی خوب نیست ملاقه به سر من اصابت کرد.

به حالت قهر دفترم رو جمع می کنم و پیش خواهر می روم، نمی دانم چرا با گفتن موضوع انشا در چشمانم خواهرم اشک جمع می شود، و وقتی دلیل اشک های خواهر رو می پرسم می گوید: «کمی خس و خاشاک رفت توی چشمم!»، البته من هر چی دور و برم رو نگاه می کنم نشانی از گرد و خاک نمی بینم، به خواهر می گویم: «تو در مورد ازدواج چی می دونی؟» و خواهرم باز اشک می ریزد.

 

ما از این انشا نتیجه می گیریم بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناک است زیرا امکان دارد ملاقه یا ماهیتابه به سرمان اصابت کند، این بود انشای من، با تشکر از اهالی خانه که در نوشتن این انشا به من کمک کردند!

درباره دیگر خبر ها ,
برچسب ها ازواج , ازدواج ,
نظرات () تاریخ : پنجشنبه 06 تير 1392 زمان : 20:37 بازدید : 81 نویسنده : علیرضا تولائی راد
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات شما


عکاسی آریا 

استودیو آریا 


مدیریت : جواد حسامی تولایی 


آدرس : کاشمر - خیابان گلستان

 شماره تماس : 09159332054


فیلمبردار و عکاس مجالس شما 


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    نظر شما در مورد سایت روستای تولا ؟









    سلام دوستان اعضای محترم سایت در سایت چه نوع مطالبی بیشتر بگذارم ؟









    آمار سایت
  • کل مطالب : 150
  • کل نظرات : 26
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 79
  • آی پی امروز : 7
  • آی پی دیروز : 4
  • بازدید امروز : 20
  • باردید دیروز : 19
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 101
  • بازدید ماه : 407
  • بازدید سال : 1,361
  • بازدید کلی : 131,380
  • کدهای اختصاصی
    ارتباط مستقیم با یاهوی مدیر

    وضعیت یاهو

    ماراحمایت کنید
    با یک کلیک سایت روستای تولا را در گوگل محبوب کنید با تشکر
    ویکیواخبار

    گوگل پلاس

    در گوگل پلاس